كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

83

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

ايشان او را ايمن ساخته به قزوين آوردند و ميرزا ابا بكر مال خطير بر او حواله كرد چنانچه به شكنجه هلاك شد و ميرزا ابا بكر اواسط جمادى الأولى به سلطانيه آمده دو شب در ميان به اردبيل رفت و آن نواحى را سه روز غارت كرده غنايم به آغروق رسانيد و مراغه را نيز غارتيده لشكريان با عورات و اطفال بىرسميها كردند و در چمچمال قشلاق فرموده لشكر به كردستان فرستاد تا غنايم بسيار آوردند و تا بهار آن‌جا به عيش گذرانيد و در آن‌جا شنيد كه امراى جاونى قربانى : نوروز و عبد الرحمن ، با پنج هزار سوار از طرف سمرقند به راه خوارزم و مازندران به حدود رى رسيده‌اند . ميرزا ابا بكر قاصد فرستاده همه را استمالت داد و ايشان در توابع درگزين به اردوى او ملحق شدند و مجموع به انعام و اكرام مخصوص گشتند و با ايشان در باب امور ملكى مشورت نموده راى بر آن قرار يافت كه عازم آذربايجان شده آن مملكت را از تركمانان مستخلص سازند و عزم تبريز كردند و از آن طرف امير قرايوسف آگاه شده شانزدهم ذى قعده به شنب‌غازان آمده و تبارزه گرد او خندقى كندند و امير بسطام جاگير با برادران منصور و معصوم و پسرش اخى فرج و امير حسين سعد و برادرش محمد تا قريب بيست هزار سوار و پياده پيش قرايوسف جمع شدند و بيست و چهارم ذى قعده در منزل سردرود تلاقى فريقين واقع شد . ميمنه و ميسره و قلب و جناح آراسته از طرفين روى به حرب آوردند . بيت دلاور قرايوسف نامدار * به هيجا درآمد چو اسفنديار امير بسطام در ميدان تاخت و دو كس را ناچيز ساخت و پير عمر و بيرم بيك و جلال الدين خليفه چندكس را زخم رسانيده گريزانيدند . ميرزا ابا بكر از مشاهدهء اين حال ، بيت بغريد برسان ابر بهار * چو شيرى كه بيند به ميدان شكار